حسن حسن زاده آملى

20

دروس معرفت نفس (فارسى)

بيدار مىشوم چرا خوابم مىآيد نه آن از دست من است و نه اين ؟ ! اكنون كه دارم مىنويسم به فكر فرو رفتم كه من كيستم ؟ اين كيست كه اينجا نشسته و مىنويسد ؟ نطفه بود و رشد كرد و بدين صورت درآمد . آن نطفه از كجا بود چرا به اين صورت درآمد صورتى حيرت‌آور در آن نطفه چه بود تا بدين جا رسيد در چه كارخانه‌اى صورتگرى شد و صورتگر چه كسى بود آيا موزونتر از اين اندام و صورت مىشد يا بهتر از اين و زيباتر از اين نمىشد اين نقشه از كيست و خود آن نقاش چيره‌دست كيست وانگهى نقاشى را از كجا آموخته و چگونه بر آبى به نام نطفه اين چنين صورتگرى كرد ، آن هم صورت و نقشه‌اى كه اگر بنا و ساختمان آن ، و غرفه‌ها و طبقات اتاقهاى آن ، و قوا و عمّال وى ، و ساكنان در اتاقها و غرفه‌هايش ، و دستگاه گوارش و بينش ، و طرح نقشه و پياده شدن آن ، و عروض احوال و اطوار و شؤون گوناگون آن شرح داده شود هزاران هزار و يكشب مىشود ولى آن افسانه است و اين حقيقت ؟ ! وانگهى تنها من نيستم ، جز من اين همه صورتهاى شگرف و نقشه‌هاى بو العجب از جانداران دريايى و صحرايى و از رستنيها و زمين و آسمان و ماه و خورشيد و ستارگان و نظم و ترتيب حكم فرماى بر كشور وجود ، و چهرهء زيبا و قد و قامت دلرباى پيكر هستى نيز هست كه در هر يك آنها چه بايد گفت و چه توان گفت و چه پرسشهايى بيش از پيش كه در يك يك آنها پيش مىآيد و در مجموع آنها عنوان مىتوان كرد ، حيرت اندر حيرت ، حيرت اندر حيرت ؟ ! هر چه مىبينم متحرك و حركت مىبينم ، همه در حركتند ، زمين در حركت ، آسمان در حركت ، ماه و خورشيد و ستارگان در حركت ، رستنيها در حركت ، شايد آب و هوا و خاك و ديگر جمادات هم در حركت باشند و من بىخبر از حركت آنها ، چرا همه در حركتند ، چرا ؟ محرّك آنها كيست ؟ آيا احتياج به محرّك دارند يا خود به خود بدون محرّك در حركتند ؟ اگر محرّك داشته باشند آن محرّك كيست و چگونه موجودى است و تا چه قدر قدرت و استطاعت دارد كه محرّك اين همه موجودات عظيم